ناقوس سبز
سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۸ - جهان نيوز به گزارش خبرنگار جهان در حالیکه اخیرا اعتراضات گسترده ای نسبت به پخش سریال شمس العماره و نگاه فمینیستی حاکم بر آن ایجاد شده ، برخی برنامه های آموزشی سیما نیز مورد اعتراض واقع شده است. یا لثارات الحسین- ستون سیاست به روایت همولایتی- چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ وقتی که در سیمای ضرغامی آموزش آشپزی و خیاطی بر عهده آقایان عموما سبیل کلفت گذاشته شود، باید برای تناسب هم که شده آموزش مکانیکی خودروها بر عهده خانم ها باشد! در همین راستا آموزش مکانیکی خودرو در شبکه آموزش سیما توسط مربیان خانم را به مخاطبان زیر تبریک می گوییم: ۱- برادر ضرغامی به دلیل نگاه ارزشی، اسلامی به زن و جایگاه زن و خانواده در اسلام ۲-مدیر شبکه آموزش به دلیل عمق فهم دینی و تشخیص اولویت ها ۳- مردم ایران که به برکت آموزش ها و فرهنگ سازی های سیما در آینده ای نزدیک شاهد تحولات عمیق در سطح خانواده های خود خواهند بود! تقبل خانه داری و بچه داری از سوی آقایان و پذیرش مکانیکی و رانندگی جرثقیل از سوی خانم ها! پ.ن: توجه کنید به عبارت "سیمای ضرغامی!" اعتماد به نفسم را از دست داده ام. دستبند سبزم را دیروز گم کردم. کهریزک هم از اول قرار نبود برای ما باشد. آن زمان که جوانان وطن را به جرم شرایط محیطی شان به کهریزک بردند ساکت بودیم. همه مان ساکت بودیم، شاید حتی بعضی هامان تحت تاثیر رسانه های غیر ملی در دلمان خوشحال هم بودیم، شاید حتی دست مریزاد هم گفته باشیم. اما دیدیم کهریزک چه بر سرمان آورد. دیدیم چطور کثافت را با خون شستند. حکم اعدام سه نفر صادر شد. مهم نیست این افراد چه کاری انجام داده اند، عضو کدام گروه و دسته بوده اند یا هدفشان چه بوده،اولا اعدام یک انسان محکوم است. حتی اگر این بشر مرتضوی یا هر کس دیگری باشد. ثانیا حتی اگر فقط خودمان را حق بدانیم، کسانی آن بالا نشسته اند که ما را دشمن می پندارند. دیر نخواهد بود روزی که ما هم اعدام شویم. شما را به خدا سکوت نکنید. توی همین شرکت ما هم وقتی رییسمون یه دروغی می گفت یا یه کاری رو اشتباه انجام داده بود یا می خواست سر یکی رو شیره بماله، از ما مایه می گذاشت و همیشه این ما بودیم که به عنوان مقصر به طرف مقابل معرفی می شدیم. آنوقت چه انتظاری است که کسی به غیر از مرتضوی محکوم شود؟ بله؛ شما حتما درست می فرمایید،به محض اینکه مقام بالاتر(!) از انتقال بازداشتشدگان به کهریزک مطلع میشود دستور میدهد که زندانیان به جای دیگری منتقل شده و کهریزک نیز تعطیل شود.اما مرتضوی این دستور را انجام نمی دهد و به همین دلیل هم همه تقصیرها گردن اوست. البته انکار نمی کنم که از دست و پا زدن مرتضوی حظ وافری می برم و از هر بلایی که بخواهد سرش بیاید استقبال می کنم، اما اولا مشکل ما با آمدن یا رفتن شخص مرتضوی حل نخواهد شد. ما با شخص مرتضوی مشکلی نداریم. مشکل این سیستمی است که مرتضوی ها را بار می آورد و پروارشان می کند. ثانیا چه مرتضوی واقعا به صورت خودسر این کار را انجام داده باشد و چه دستور مستقیم داشته باشد، این هیچ از تقصیر شما نمی کاهد آقای شخص شخیص!
ریرا دلم می خواهد تا صبح بیدار بمونم و La Mazaی سوسا رو هزار بار گوش بدم و خوشم بیاد که عوضش نمی کنم. دلم می خواهد تا صبح همین طور روی تخت ولو بمانم و به دیوار مقابل خیره شوم، بی آنکه به چیزی فکر کنم. دلم می خواهد سیگار پیچی دم دستم باشد و هی برای خودم سیگار بپیچم و بکشم، بپیچم و بکشم، آنقدر که دهانم از مزه ی تلخش خشک شود. دلم می خواهد بعد از دو ساعت که همین طور نشسته ام بروم یک فیلم برای خودم بگذارم، پنج دقیقه اش را ببینم و حوصله نکنم بقیه اش را. دلم می خواهد تا صبح، مثل همین حالا از فکر خوردن چندشم بشود و صدای شکمم را نشنوم. دلم می خواهد پنج دقیقه برای بالا آمدن ریدرم صبر کنم و وقتی باز شد حوصله نکنم بخوانمش. دلم می خواهد تا خود صبح هی رایت کلیک-رِفرِش بزنم. دلم می خواهد از سوسیالیسم بازار بروم به محاکمه کافکا، عذاب وجدان یقه ام را بگیرد برگردم سراغ پرینت مقالات هفته پیش، دو خط نخوانده روی تهوع سارتر بالا بیاورم. دلم می خواهد یک امشب را با آلپرازولام سر نکنم. دلم می خواهد آینه را بردارم، به ابروهای برنداشته ام دست بکشم و بیخودی بهشان بخندم. دلم می خواهد تا صبح ۱۰ بار برای خودم Bella Ciao بگذارم و همین طور اشک بریزم و صدایم را خفه نکنم. دلم می خواهد یک امشب رج نزنم زندگیم را با نبودن های تو و نبودن های من و بغض کنم برای خودم که چقدر طفلک، صادقانه و بی خواهش دوستت دارد، بی آنکه بخواهدت. واقعا دلم می خواهد همین طوری که دستم شل شده و کله ام یک وری؛ بمانم تا صبح شود و یادم بیاید نخوابیده ام. دلم می خواهد مجبور نباشم به فردا صبح ِ زود، ترافیک، متلک دم صبح، کار، تلفن، سوزش چشم ِ پشت مانیتور، وراجی های همیشگی و ... فکر کنم. دلم می خواهد خودم را بغل بزنم و یک امشب را زندگی کنم. در روزهایی که ما با بمباران اخبار روبرو هستیم، دولت کودتا سنگ تمام گذاشته است. گویی قرار است انتقام همه این روزها از دانشجویان چپ گرفته شود. کاش می توانستم این را نگویم. اما اینها را ببینید: ۱- هفته پیش دادگاه سعید حبیبی برگزار شد.اوضاع چندان خوب نبود. ۲-مهدی اللهیاری از دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب و از فعالین باسابقه دانشجویی که در تاریخ 6 مرداد 1388 در شعبهی 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شده بود، طی حکمی به 2 سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم روز سهشنبه به آقای امیر رئیسیان، وکیل وی ابلاغ شده است. مهدی اللهیاری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، عضو هیئت تحریریهی نشریهی توقیف شدهی دانشجویی خاک و سردبیر نشریهی طلوع، در تاریخ 17 آذر 1386 دستگیر و پس از گذراندن حدود 90 روز در بند 209 زندان اوین با وثیقهی 80 میلیون تومانی آزاد شده بود. وی همچنین در سال 1381 مدت یک ماه را در بندهای 209 و 240 زندان اوین در بازداشت وزارت اطلاعات سپری کرده بود. ۳- علی کانتوری فعال سیاسی قزوین و عضو دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که در جریان دستگیری گسترده دانشجویان چپ در سال 86 بازداشت شده بود و با قرار وثیقه آزاد شده بود در دادگاه انقلاب به 32 ماه حبس تعزیری محکوم شد. ۴-فرهاد حاج میرزایی، فعال سیاسی کرد هفتهی گذشته در دادگاه انقلاب شهرستان سنندج محاکمه و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در گروهکهای معاند مارکسیستی، تجمع و تبانی علیه نظام، حمل اسلحه و آلات جنگی غیرمکشوفه (!) به ده سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد. حاج میرزایی در جریان برخورد با دانشجویان چپگرا در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه سال جاری توسط ماموران امنیتی در شهرستان سنندج دستگیر و پس از یک شب بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به بند 209 منتقل شد. بر طبق گزارشهای موجود این فعال سیاسی به منظور اخذ اعتراف در طول این مدت تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. از جمله شکنجههای اعمال شده به وی می توان به دستبند قپانی، شوک الکتریکی و بی خوابی های طولانی مدت اشاره کرد. وی با گذشت بیش از یک سال از زمان بازداشت سرانجام در تاریخ 26 مرداد 88 در حالی با قید وثیقه ۴۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد که 3 ماه پیش از آن به قید همین وثیقه آزاد و بعد از یک هفته مجددا دستگیر شده بود. ۵- مهدی گرایلو،از فعالان دانشجویی طیف آزادی خواه و برابری طلب از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به تحمل 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه رسیدگی به اتهامات وی ، اوایل مردادماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد که طی آن، وی به همراه وکیلش اتهامات وارده را رد نموده و به دفاع از خود پرداخت. این حکم صبح امروز(پنج شنبه) به پیام ابوطالبی، وکیل این فعال دانشجویی ابلاغ شد. گرایلو، به مدت 20 روز زمان خواهد داشت تا نسبت به حکم صادره اعتراض نماید. مهدی گرایلو فارغ التحصیل فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران روز 11 آذر ماه 86 و در آستانه مراسم 16 آذر در هنگام خروج از منزل دستگیر و به زندان اوین منتقل شده بود.وی به مدت 66 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد و سپس با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد. ۶- کیوان امیری الیاسی، دیگر فعال دانشجویی چپ نیز از سوی همین شعبه به 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. ۷- محمد صیادی، فعال دانشجویی دانشگاه همدان هم اکنون دوران محکومیت ۲ سال حبس تعزیری خود ار در زندان الوند همدان می گذراند. ۸- محمد پورعبدالله بعد از ۸ ماه همچنان در زندان قزل حصار به سر می برد. محمد پور عبدالله دانشجوی رشته مهندسی شیمی دانشگاه تهران و از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، در ۲۴ بهمن ماه در منزل خویش واقع در خیابان رودکی تهران بازداشت و به بند 209 اوین منتقل شد. وی نزدیک یک ماه را در انفرادی های این بازداشتگاه اطلاعات به سر برده و در روز 28 اسفند به زندان قزل حصار منتقل گشته. وی در این زندان، در بند مالی زندان قزل حصار و در شرایط و محیط نگران کننده نگهداری می شود. برای محمد پور عبدالله در تاریخ ۲۰ مهر وقت دادگاه تعیین شده است. او در حال حاضر به صورت بلاتکلیف زندانی است. محمد در دی ماه 86 نیز دستگیر شده بود و نزدیک 50 روز را در بند 209 به سر برده بود. ۹- یاسر پیرحیاتی - دو سال حبس تعلیقی به مدت دو سال ۱۰- مجید اشرف نژاد - سه سال حبس تعلیقی به مدت سه سال ۱۱- ساناز اللهیاری - يک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال ۱۲-مهدی بخارایی، عضو "دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" به تحمل ۳۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد. مهدی بخارایی در بهمن ماه ۸۶ در قزوین بازداشت و پس از ۴۰ روز از زندان اوین با قرار وثیقه ۸۰ میلونی آزاد شده بود. ... اگر در جریان التهابات و حرکات دانشجویی بوده باشید می دانید صدور حکم تعزیری، حکمی بی سابقه است. در شرایطی که هنوز یک هفته هم از بازگشایی دانشگاه ها نمی گذرد و در این مدت کوتاه جو دانشگاه ها به شدت ملتهب بوده است، صدور چنین احکام سنگینی چه نشانه ای دارد؟ دیشب با یکی از دوستان که دانشجوی دانشگاه تهران است و اتفاقا از بچه های انجمن اسلامی آنجا در مورد تحرکات اخیر دانشجویی در دانشگاه صحبت می کردم. ایشان اصرار داشت که در حرکت ۶ مهر در دانشگاه تهران گروه های فعال دانشجویی نقش پررنگی داشتند و عقیده اش بر این بود که همچنان تاثیر دار و دسته های دانشجویی در به راه انداختن اعتراضات غیر قابل انکار است و بدون این تاثیر آنها موتور حرکت دانشجو ها راه نمی افتد. من البته با این نظر مخالف بودم و با اینکه خارج از دانشگاه تهران هستم با توجه به ويژگی های جنبش سبز، احتمال سر داشتن در بخش دانشجویی این جنبش را رد کردم و می کنم. در این رابطه این تحلیل فواد شمس از اعتراض ۶ مهر دانشجویان دانشگاه تهران را بخوانید. چرا آمریکا اینچنین سرسختانه با برنامه اتمی ایران مخالفت می کند؟ مسلما در جایی که آمریکا خود پیشرفته ترین سلاح های اتمی و غیر اتمی دنیا را در اختیار دارد، این مخالفت به خاطر مواضع انسان دوستانه و حقوق بشری نیست. هر چقدر مخالفت آمریکا با ایران هسته ای پر سروصداتر باشد، خطر ایران برای منطقه بزرگتر جلوه داده می شود. بنابراین پول بیشتری به جیب صنایع جنگ افزارسازی آمریکا می رود. زیرا کشورهای منطقه برای دفع خطر ایران مجبورند خود را به سلاح های آمریکایی مجهز کنند. پس برای آمریکا بهتر است خطر ایران هسته ای همواره وجود داشته باشد. اما این وسط ایران چه سودی از این نوع روابط می برد؟ به نظرم می آید بین تعاملات ایران با سرمایه داری آمریکا و افراطی گری اسراییلی تفاوت فاحشی وجود دارد. و منافعی که ایران در هرکدام از این معاملات می برد از جنس هم نیستند. اگر در نظر بگیریم سقوط صدام حسین در عراق، به ایران در راه ساختن بدل عراقی خود در کشور همسایه چه کمک شایانی کرد؛ احتمال مذاکره ایران با طرف آمریکایی پیش از حمله اش به عراق دور از ذهن نخواهد بود. سقوط عراق ِ صدام حسین پای ایران را در آنجا باز کرد و این یعنی قدرتمندتر شدن ایران در جهان اسلام و خاورمیانه. نمونه هایی از این دست در مراودات پنهان و نانوشته ی ایران و آمریکا کم نیست.
یک پیشنهاد: سعی کنید یک اس ام اس حاوی نام کامل رییس دولت کودتای بعد از نهم(!) بفرستید. failed می شود! من همین جا از حرکت سبز مخابرات آنهم بعد از واگذاری اش به سپاه تشکر می کنم که ما را مجبور میکنند در اس ام اس هایمان از ا.ن استفاده کنیم. گردهمایی هفتگی مادران داغدار و عزادار ، شنبه 4/7/88 در پارک لاله از ساعت 5 تا 6 بعدازظهر ، با بیش از صد نفر برگزار شد. در این گردهمایی تعدادی از مادرانی که فرزندان شان در زندان هستند از جمله خانم فاطمه گلگزی مادر منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد که مدت سه سال است زندانی است، نیز حضور داشت و مطابق معمول هر هفته ، تنی چند از فعالان جنبش زنان و تعدادی از زنان بازیگر هنرمند ، مادران را همراهی می کردند . در این گردهمایی نامه ای کوتاه و سرگشاده که توسط گروهی از مادران داغدار و عزادار نوشته شده بود توزیع شد . متن نامه بدین قرار است : مسولان محترم ! صدای مادران داغدار و عزادار را بشنوید ! سه ماه از کشتارو زندان و شکنجه و تجاوز به فرزندان بی دفاع و بی گناه ما گذشت ! ولی حتی یک نفر به عنوان ، آمر ، عامل و متجاوز به حقوق قانونی مردم ، به ما که سال هاست چشم انتظار آزادی ، عدالت و برابری هستیم معرفی نشد. آیا سکوت سرشار از فریاد حق طلبانه همراه با ناله و ضجه مادران به گوش شما نمی رسد ؟ سه ماه است که غروب هر شنبه در پارک لاله به رغم تهدیدهای پلیس گرد هم می آییم تا خون بهای فرزندان مان را با مجازات آمران و عاملان فجایع اخیر طلب کنیم ، باشد که شاهد تکرار این جنایات نباشیم . ما تا آزادی زندانیان عقیدتی و مجازات جنایتکاران به اعتراض مسالمت آمیز خود ادامه خواهیم داد و نخواهیم گذاشت خون پاک فرزندان مان پایمال و فراموش شود . گروهی ازمادران داغدار و عزادار 4/7/88 آدرس وبلاگ مادران عزادار : http://mournfulmothers.blogfa.com
هفته گذشته یک زن در سیما به تعلیم تعمیرات موتوری ماشین پرداخت. این در حالی است که پیش از این آموزش آشپزی و خیاطی در سیما به عهده مردان بوده است.
بی توجهی صدا و سیما به آثار فرهنگی این قبیل برنامه ها ناشی از فقدان مدیریت کیفی در این سازمان است.در غیر اینصورت توجیهی دارد که درست کردن کشک بادمجان و میرزا قاسمی و عدسی و خورشت آلو اسفناج و کوک زدن و پلیسه و چین دادن به دامن را مردان آموزش دهند و زنان معلم کاپوت بالازدن و موتور تعمیر کردن و فیلتر هوا عوض کردن باشند.
آیا به واقع هیچ آشپز زن و تعمیر کار خبره مردی پیدا نمی شود تا صدا و سیما به خدمت بگیرد.
دادستان کل کشور از برخورد به موقع با موسوی و کروبی خبر داد.

