ناقوس سبز
آقاي منتصب! اگر "فاطمه آجرلو" باجي است که شما مي خواهيد به ما مردم ايران که شما را انتخاب نکرده ايم؛ به ما زنان معترض که اين روزها در خيابان بوده ايم و شما حتما ما را ديده ايد؛ و دست آخر به ما فعالين حوزه زنان بدهيد، من به نوبه ي خود قبول مي کنم. زيرا من بر خلاف شما حتي براي شما که رييس جمهور من نيستيد اين حق را قائلم که بخواهيد باج بدهيد، براي خودم هم اين حق را قائلم که باج شما را قبول کنم. به دو دليل: اول اينکه شما که قابل بخشش نيستيد؛ پس حرفي در اينباره با هم نخواهيم داشت، دوم هم اينکه فاطمه آجرلو در دستگاه حکومتي شما هيچ فرقي با بقيه وزراي مردتان نخواهد داشت. اتفاقا اين بهترين کاري بود که مي توانستيد انجام دهيد، زيرا اگر مثلا او را مشاور خود مي کرديد اينقدر در چشم نبود. ولي حالا اگر به فرض محال مجلس محترم و مسوول ما که نماينده هاي واقعي ملت(مثل خود شما!) در آن نشسته اند به ايشان راي اعتماد بدهد، براي همان ها که در دولت خودتان حتي رانندگي را براي زن نمي پسندند خاري در گلو است. من از وزير شدن فاطمه آجرلو فقط يک تصوير در ذهنم مي آيد: يک ميز بزرگ که دور تا دور آن مديران ارشد و مياني وزارت رفاه نشسته اند و خانم آجرلوي عزيز دل! در صدر مجلس مشغول سخنوري است. اينکه ايشان اصولا چيزي از اين مقولات و معقولات سرشان مي شود يا نه، بحث ديگري ست. مگر کردان مي دانست؟ مگر مشايي مي داند؟ مگر بقيه وزراي شما چه گلي به سر دارند که حالا خانم آجرلو بخواهد داشته باشد؟ مهم آن تصوير است که ممکن است روزي هم از دست خبرنگاران "ننگ ما" در برود و در تلويزيون ملي! نشانش دهند. اصلا من خودم خبرنگار مي شوم و مي روم از آن جلسه عکس مي گيرم، قول هم مي دهم عکسش را در همه سايت ها پخش کنم. به جان خودم نباشد، به جان شما اين کار را خواهم کرد. آن وقت مي دانيد چه خون دلي خواهند خورد آنها که زنان را به قدر يک "بز" هم قبول ندارند؟ براي کوري چشم آنها هم که شده اين کار را انجام دهيد لطفا. آنوقت مي خواهم ببينم فاطمه رجبي در مقابل فاطمه آجرلو چطور مي ايستد؟ به وظيفه ي شيعي اش عمل خواهد کرد يا به وظيفه ي هماهنگي اش با شما؟ آيا آن فاطمه مي تواند اين فاطمه را با خاک يکسان کند يا خفه مي شود و به خاطر روي نامبارک شما هم که شده مدتي زبان به دهان مي گيرد. مي خواهم ببينم آن فاطمه با شما هماهنگ تر است يا اين فاطمه؟! همين که اين تصوير در ذهن مردان و زنان دور و بر شما بشکند براي من يکي که کافيست. وگرنه فکر نمي کنم ويرانه اي که فاطمه آجرلو تحويل خواهد داد با ويرانه ي ساير وزرايتان تفاوتي داشته باشد. در پايان لازم است گوشزد کنم درست است که من باج شما را قبول کردم، اما اين دليل نمي شود خون ندا، سهراب، اشکان، بهزاد، مسعود، امير و ... را از شما نخواهم. همه ي جنايت هاي شما در ذهن من به قوت خودش باقي ست. اما وقتي شما مي خواهيد به خودتان گل بزنيد من چرا کاسه ي داغ تر از آش شوم؟
ریرا

