<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ناقوس سبز</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 24 Nov 2009 12:06:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جنگ دولت با طبقه ی متوسط به فمینیست ها رسید.</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;META content=Word.Document name=ProgId&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 11&quot; name=Generator&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 11&quot; name=Originator&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\molavi\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:21.0cm 842.0pt;
	margin:36.85pt 1.0cm 1.0cm 1.0cm;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;و ما نوبت خویش را به انتظار نشسته ایم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;باشد که آن روز مرگ بلندترین سرود زیستن نباشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;باشد که آن روز گلوی زندگی اینگونه عریان دریده نشود.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;هنوز درست نمی دانم باید به پخش برنامه &quot;فمینیسم و جنگ علیه خانواده&quot; واکنش نشان دهیم یا خیر. می شود مثل سایر بازی های زن ستیز حکومت بی واکنش از کنار آن گذشت و حساب خمی که به ابرویمان می آید را جای دیگر تسویه کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اما مشکل این است که فکر نمی کنم چندان هم بی پشتوانه باشد این بازی جدید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;به نظر می آید نوبت بازی ِ نرم با فعالان اجتماعی رسیده باشد. پس از قلع و قمع سران بزرگ اصلاحات، اینک ما نوبت خویش را به نظاره نشسته ایم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;و این کاملا از دولت طبقه متوسط ستیز احمدی نژاد قابل پیش بینی بود. از آن روز که احمدی نژاد لباس پاره پوشید و با ادبیات مبتذل کوچه بازاری اش به میان مردم رفت، جنگ با طبقه متوسط که تنها دستمایه شان فرهنگ مترقی تر بود، شروع شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;مسیر چهارساله ی اول، از 22 خرداد امسال به این طرف با شتاب بیشتری طی شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بازنگری در علوم انسانی که در واقع حذف علوم انسانی جدید از دانشگاه ها ست، بومی گزینی و پذیرش دانشجویان بر اساس بوم و جنسیت، حمله به دانشگاه آزاد (هم به خاطر وابستگی اش به طبقه ی مرفه تکنوکرات ِ حامی طبقه ی متوسط جدید و هم به دلیل پذیرش گسترده ی نسل جوان این طبقه)، اراده به تک جنسیتی کردن دانشگاه ها (بدون توجه به سواد علمی دانشگاه ها) و .... نشان دهنده ی عزم جدی دولت و به تعبیری حاکمیت در اخراج طبقه متوسط از دانشگاه هاست. زیرا دانشگاه مکان جدی این طبقه برای ابراز وجود و استحکام بخشیدن به خود است. از طرفی لازم است در مدارس نیز امکان رشد نیروهای طبقه متوسط جدید که بالقوه خطر تبدیل شدن به نیروهای مخالف بنیادگرایی را دارند، اساتیدی از حوزه های علمیه تدریس کنند، کتاب های درسی دختران و پسران جدا شوند، زنگ ورزش حذف شود، بودجه ی مدارس به حوزه های علمیه داده شود و ... . دو سه روز پیش که به مناسبت 25 نوامبر(روز جهانی خشونت علیه زنان) فیلم &quot;در زمانه ی پروانه ها&quot; را می دیدم، به صرافت افتادم که دور نیست زمانی که زنان از حضور در مدارس به سبک جدید منع شوند و حوزه هایی برای آموزش آن ها به سبک دِیرهای اروپا ساخته شود. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;و البته دانشگاه ستیزی و مخالفت با مدارس به سبک جدید چندان هم تازه نیست. (رجوع به مقاله دکتر محمد ملکی با عنوان &lt;A href=&quot;http://iran-newstoday.blogspot.com/2007/07/blog-post_3047.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;چرا این همه دشمنی با دانشگاه ها؟&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; )&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پرونده ی بخش فرهنگی طبقه ی متوسط با تغییر کارکرد دانشگاه و مدرسه، سانسور خبری، انحصار رسانه ی تاثیرگذار غیر ملی، توقیف روزنامه ها، فیلترینگ سایت ها و وبلاگ ها و .... بسته می شود. اما برای اقتصاد هم برنامه هایی هست. لایحه هدفمندسازی یارانه ها در نقطه اوج منحنی برنامه هاست. قدم های اول که برداشته شد، این مدعا تایید شد. یارانه ی نان برای نقاط متوسط و بالانشین تهران قطع شد، اما در آن پایین، جایی که قرار است در انتها و در غیاب سندیکاها و احزاب قدرتمند کارگری و حتی فعالان کارگری ِ روشن، به نیروی پشتیبان حاکمیت تبدیل شود؛ قیمت نان هنوز به همان روال سابق است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;دولت با هدفمند کردن یارانه ها طبقه متوسط را می چلاند. شیره ی اقتصاد ِ جانش را تا انتها بالا می کشد و آن را به فرو رفتن در یک حیات صرفا بیولوژیک محکوم می کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;هرچند منطقی تر آن است که نتیجه بگیریم قشری که بیشترین ضربه را از این لایحه می خورد، کارگران و فرودستان جامعه باشند، اما دولت آنقدر احمق نیست مردمی که چیزی برای از دست دادن ندارند را تا رسیدن به مرز شورش تحریک کند. پافشاری بر داشتن اختیار در دادن پول یارانه ها به &lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;چه کسی، چه وقت و چه طور&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; از سر همین دور اندیشی است. احتمالا زمانی که این قشر به آستانه ی برآشفتن می رسد پول یارانه ها به سمت آنها سرازیر می شود. و این هم سوپاپی برای اطمینان از عدم طغیان فرودستان است و هم امکانی برای پیوستن آنها به صف پشتیبانان دولت و یا حداقل دسته ی خاموشان ِ بی طرف به دست می دهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اما چرا حاکمیت به یکباره به حذف فیزیکی و کامل&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;این طبقه اقدام نمی کند؟ زیرا حیات اقتصادی اش وابسته به این طبقه است. دسته ی بزرگی از کارمندان دولت، مهندسان، تکنیسین ها، پزشکان و به طور کلی متخصصان فنی، صنعتی و خدماتی جامعه در دل طبقه متوسط جای دارند. حذف آنها به معنای حذف بدنه ی کارآمد و متخصص دولت است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اما همین ها کافی نیست. لازم است طبقه ی متوسطی که رشد فرهنگی اش متوقف شده، قدرت اقتصادی چندانی ندارد، دغدغه های مالی ذهنش را آشفته کرده و مجبور است فقط برای گذران زندگی(و نه حتی رفاه نسبی) چند نوبت کار کند؛ از همه ی حوزه های تاثیرگذار اخراج شود. به موجود زنده ای تبدیل شود که جز زنده ماندن هدفی و افقی ندارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پس باید زیست اجتماعی اش هم به خطر بیفتد. اما جنگ در این حوزه، مثل موارد پیش گفته &lt;STRONG&gt;سخت&lt;/STRONG&gt; نمی تواند باشد. دولت اینجا نمی تواند رو بازی کند، پس به جنگ نرم - چیزی که ما به آن محکوم می شویم- رو می آورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;در تاثیرگذارترین رسانه اش، برنامه ای نمایش می دهد برای شکستن آخرین سدها. نمایش &quot;فمینیسم و جنگ علیه خانواده &quot; به همین منظور است. برای آن است که گفته شود فمینیست ها که بخشی از فعالان اجتماعی هستند (با توجه به اینکه فعالان اجتماعی عمدتا از طبقه ی متوسط برخاسته اند) افرادی مبتذل، فاسد، بی بند و بار، مخالف بنیان های مورد قبول فرهنگ عامه(مانند خانواده) و در نهایت به جرم همه ی این گناهان نابخشودنی، شایسته حذف اند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;قرار است چنین القا شود که اینها و به دنبالشان همه ی فعالان جامعه مدنی؛ برانداز، مخالف نظام ِ مقدس، دشمن ِ مردم و در یک کلام مضر برای اجتماعند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;بدین طریق 1-امکان تاثیرگذاری و قدرت تغییر دادن از فعالان سلب می شود. افرادی که خود فاسدند و دشمن باورهای مردم، چگونه می توانند قدمی در راه بهبود اوضاع زندگی دیگران بردارند؟ &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;چطور می شود به ایشان اعتماد کرد؟ &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;2- اگر روزی تصمیم &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;به حذف فیزیکی فعالان بطور گسترده گرفتند؛ با زندان، اعدام، ترور، تبعید و ... دیگر کسی اعتراض نخواهد کرد. دندان خراب را باید کَند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما چرا این همه دشمنی با طبقه متوسط؟ پیشنهاد می کنم وقت بگذارید و این مقاله را بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://sikhul.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;نمایش تقابل، تجربه و هنر اعتراضی_بخش اول و دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 12:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امان از دستشان!</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>دوشنبه ۲ آذر&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می خوابم، خواب مجید زمانی را می بینم، نمی شناختمش تا پیش از آن که اسمش به حکم اعدام شنیده شد. هنوز هم نمی شناسمش. نگرانم برایش، کاش هر پنج نفرشان تبرئه شوند. وه که چه آسان است از اعدام و کشتن آدم ها حرف زدن، وقتی عدد می شوند. می شماریم... يک... دو... سه... چهار... پنج...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اگر یکی از این اعداد عزیز ِ من بود باز هم عدد بودند؟ وقتی بیدار شدم صدای خودم را شنیدم که بی نفس می گفت: مجید زمانی، مجید زمانی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا باید خواب مجید زمانی را ببینم؟ احتمالا به خاطر آنکه داشتم خواب می دیدم که شرایطی پیش آمده که مجبورم از ایران بروم. یادم می آید چقدر غمگین بودم. دلم می خواست بمیرم و نروم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سه شنبه ۳ آذر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجید زمانی آزاد شد. باورم نمی شود!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 12:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سراشیبی ِ ناگزیر ِ تاريخ</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من نمی فهمم، یعنی دیکتاتور تا اين اندازه بدبخت و ضعیف است؟ که از یک آدمی که معلول جسمی است و حتی قادر نیست زندگی عادیش را هم انجام دهد تا این حد می ترسد که باید وی را دو سال زندانی کند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این درست که معلولیت جسمی مانع فعالیت سیاسی کسی نمی شود، اما آخر زندانی کردن کسی که خودتان در سالهایی نه چندان دور قطع نخاعش کرده اید چه چیزی عاید شما می کند؟ یعنی دیکتاتوریتان اینقدر ضعیف شده که به هر آويزی چنگ می زنید؟ تا آنجا که تاريخ ِ امثال ِ خودتان نشان می دهد روی آوردن به چنین اعمالی از مراحل پایان فاشیسم است. سراشیبی سقوط آن است. یعنی باور کنیم خودتان قبولش دارید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://hrdai.blogspot.com/2009/11/blog-post_20.html&quot; target=_blank&gt;زندانی سیاسی که دچار معلولیت شدید جسمی است دستگیر و در بازداشت بسر می برد&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;(&lt;FONT size=1&gt;چون به تازگی این سایت فیلتر شده، کل خبر را می آورم&lt;/FONT&gt;)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،زندانی سیاسی هادی عابد با خدا از زندانیان سیاسی دهۀ 1360 که دچار نقص شدید جسمی( قطع نخاع) می باشد و حتی قادر به انجام کارهای شخصی روزانه خود نیست  دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندانی سیاسی هادی عابد با خدا 50 ساله و دچار قطع نخاع می باشد و از انجام امور شخصی خود عاجز است .او اخیرا در شعبۀ 2 دادگاه انقلاب رشت به 2 سال حکم تعزیری محکوم شد و در تاریخ 17 آبان ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل آنها دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل گردید.بدلیل معلولیت شدید جسمی و قادر نبودن به انجام کار شخصی خود، او را در حال حاضر در بهداری زندان رشت در بازداشت قرار داده اند.زندانی سیاسی هادی عابد با خدا اعلام کرده است که در صورت انتقال به بند عموی اقدام به اعتصاب غذا خواهد نمود . مشکلات جسمی این زندانی به حدی حاد است که بهداری زندان رشت طی نامه ای به پزشک قانونی عدم تحمل کیفر او را تایید کرده و خواستار اقدام در این مورد شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مامورین وزارت اطلاعات چند ماه پیش به منزل زندانیان سیاسی هادی عابد با خدا یورش بردند او و همسرش را دستگیر وبه اداه اطلاعات رشت منتقل کردند. آنها برای مدتی طولانی تحت بازجویی قرار داشتند ولی به خاطر معلولیت شدید جسمی، آنها را با وثیقه سنگین آزاد کردند و مقدار زیادی از وسائل منزل آنها را مانند کامپیوتر و غیره را با خود بردند و همچنین برای تحت فشار مالی قرار دادن این خانواده دستور اخراج فرزندانش را از محل کار صادر کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازجویان وزارت اطلاعات علیه او پرونده سازی نمودند و آن را به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب ارسال کردند.آنها اتهامات واهی به وی نسبت دادند که از جملۀ آن؛ عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران،خروج غیر قانونی از کشور در صورتیکه او پاسپورت قانونی دارا است ،تشویق زندانیان سیاسی سابق به پیوستن به سازمان مجاهدین خلق ایران و اتهامات دیگر.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی عابد با خدا در دهۀ 1360 به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار  تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد داشتند او را دستگیر کنند بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث گردید که تعداد از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سوند ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است. او عملا از کار افتاده است و دچار معلولیت شدید جسمی است.هرمز عابد باخدا برادر آقای هادی عابد با خدا در دهۀ 1360  بخاطر هواداری از سازمان مجاهدین در زندان اعدام گردید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران دستگیری زندانیان سابق سیاسی که دچار معلولیت شدید جسمی هستند و حتی قادر به انجام امور شخصی خود نمی باشند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری جهان خواستار اقدامات عاجل برای پایان دادن به جنایتهای سیستماتیک این رژیم علیه مردم ایران است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.chrr.us/spip.php?article6908&quot; target=_blank&gt;حکم سعید حبیبی هم آمد.&lt;/A&gt; همانطور که انتظارش می رفت تعزیری و سنگین. سه سال حبس تعزیری!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 10:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوش آمدی رفیق!</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://freejafarebrahimi.blogspot.com/2009/11/blog-post.html&quot; target=&quot;_blank&quot; title=&quot;جعفر ابراهیمی آزاد شد.&quot;&gt;جعفر ابراهیمی آزاد شد.&lt;/a&gt; نمی دانستم تا امروز، تا همین الان. کسی هم اگر می دانست زحمت نکشیده بود خبرش را به من بدهد. ممنون!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جعفر، بیا رفیق جان! بیا که این حلقه ی بازو را در گردن مغرورت بیندازم و برایت از روزهایی بگویم که نبودی. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بیا رفیق جان! بیا تا ببرمت در کوچه های این شهر، روزهای نبودنت را برایت بگویم، بگویم که وقتی تو نبودی ما چه ها کردیم و چه ها بر سرمان آمد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بنشین رفیق جان! برایم بگو از 20 خرداد تا 16 آبان، 150 روز را چگونه تاب آوردی؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 10:45:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دستگیری پدر و مادر ندا در 13 آبان امسال</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;روزشماری می کردم برای اینکه 13 آبان بیاید و ما دوباره هم را در خیابان ببینیم. دوباره یادمان بیاید این آدمهایی که هر روز از کنار ما رد می شوند و سرشان به کار خودشان گرم است یک خواسته ی مشترک دارند که به وقتش برایش جان می دهند. هنوز هم دلم می سوزد که 13 آبان را ندیدم؛ و دلم بیشتر برای آنهایی می سوزد که این همه مدت را زندان بودند و نتوانستند ما را و خودشان را در خیابان، دست در دست هم، چشم در چشم هم؛ خندان و پر امید ببینند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خاطراتی که نداشت البته این 8 روز؛ حتی آدم رویش نمی شود بشماردش. فقط خواستم به این بهانه بگویم همان روز اول که من به همراه 39 زن معترض دیگر در وزرا بازداشت بودیم مادر و پدر ندا آقا سلطان هم بازداشت شده بودند و مادر ندا در سلول بغلی ما به مدت چند ساعت زندانی بود. بعد از آن او را بردند؛ شاید آزاد شده بود همان موقع یا نمی دانم. پدرش را هم بچه ها دیده بودند که آنجا بوده و به یکی از دخترانی که گریه می کرد دلداری داده که : گریه نکن دخترم؛ من دخترم را از دست داده ام ؛ من پدر ندا هستم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یک تصویر هم از آن روز در ذهنم مانده که دوستش دارم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;قبل از انتقال به وزرا در قرارگاه اول که نمی دانم کجا بود، دست هایم را از پشت بسته بودند و با یک شال سبز چشمانم را بسته بودند. من در مسیر انتقال از جایی به جای دیگر ایستاده بودم. دست ها به پشت، شانه هایم را صاف کرده و پاهایم را به عرض آنها باز کرده بودم. سرم را به نشانه افتخار بالا گرفته بودم. همان موقع یکی از خواهران محترممان با خشونت به سمتم آمد و گفت: چرا اینطوری وایسادی؟! سرت پایین!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 10:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هیچ حسابی به من نیست، به تو  هم!</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>هی چرا فکر کردی 20 آبان رو فراموش کردم؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از هفته ی قبلش یادم بود که 20 آبان می آید و می خواستم برایت بنویسم امروز 20 هشت هشتاد و هشت است  و از 20 هشت هشتاد و شش که من تو را بعد از 5 سال کشفت کرده بودم، بگویم. می خواستم برایت بنویسم از پس این همه خاطره هنوز وقتی چشم هایم بسته است می بینمت که ... . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;می خواستم از خودم شرمنده شوم که حتی دیگر حوصله عاشقانه نوشتن برای تو را هم ندارم، حتی دلیلی هم برایش نمی بینم. می خواستم هزار بار برای خودم بنویسم 20 آبان، 20 آبان، 20 آبان.... . شاید یادم بیاید باید این یاد کرخت ِ خسته ی پر از حسرت ِ تصویر تو را از گلویم بیرون کنم، شاید آنوقت دیگر اینطور نگیرد با هر یادی از تو!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما نشد که بنویسم این ها را، یعنی وقتی قرار است به زودی آزاد شوی و یک جورهایی مطمئنی 20 آبان می شود آن روز و واقعا هم می شود، و می شود که من تو را دوباره 20 هشت هشتاد و هشت پای پله های اوین ببینم؛ دیگر نوشتن ِ چه؟ &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 09:13:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن ِ سفارشی ِ من!</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خب گاهی اوقات فکر می کنم به این که مردها عجب شانسی دارند؛ البته بعضی هایشان که درک می کنند شیرینی زن هایشان را، و نه همه شان. آنوقته که می گم کاش مرد بودم و یکی از این زن های خنگ ِ هاج و واج داشتم با لپ ها و سرین های تپل، که لبخندهای شیرین تحویلم می داد و هیکل خپلش را روی پاهام ولو می کرد، البته نمی دونم در آنصورت چه بلایی سر احساسات جنسی ام می اومد، ولی خداییش باحال نیست تصور یه صورت هلوی سرخ شده از بخار حمام که به احمقانه ترین شکل ممکن داره برات ناز می کنه؟ ای خدا! شما مردها عجب شانسی دارین! می دونی! منم می تونم از این احمق ها داشته باشم، اما مردها اگه خنگ باشن معمولا گوگولی مگولی نمیشن، بی خطر نمیشن، ناز نمی کنن برات، بیشتر دلشون می خواد نازتو بکشن و دستشونو بذارن پشتت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;من از اون زن ها می خوام که همینطوری که سرشون به آشپزیشون گرمه برمی گردن سرت غر می زنن که خفه شدم از بوی سیگارت، بعد تو میری تو آشپزخونه، از پشت بغلش می کنی و گردنشو می بوسی، اونم می خزه تو بغلت و یادش می ره داشت خفه می شد.  زن سلیطه نمی خوام که خودشم بشینه باهات فرت و فرت سیگار بکشه. دردهای خودم برام بسه. حوصله ی غصه خوردن برِا یه زن ِ سرتق که حتی ناز هم بلد نیست رو ندارم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;من اینجور آدمی هستم، آشغال! حالم از خودم به هم می خوره که به رفیقم می گم رفیق! و بهش نمی گم عزیزم! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;من اینجور آدمی هستم که وقتی رفیقم بهم میگه کتک خوردم، لباسام خونیه؛ سرمو می کنم تو کمد و می گم بذار ببینم چه لباسی می تونم بدم تنت کنی. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا خوشت نمیاد؟ می تونی بری یه دونه از همون زن ها داشته باشی، ولی یادت باشه که اون باهات تا پلنگ چال یه کله نمیاد!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تناقض غم بار یک شب خوب</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>زیر پله های زندان اوين منتظر وحيده مولوي بوديم تا آزاد شود. بچه هاي کانون مدافعان حقوق کارگر هم آمده بودند. من بچه ها را مدتها بود که نديده بودم و به خاطر همين خيلي خوشحال هم را بغل کردیم و به هم سلام داديم، فقط يکي شان خيلي با من سرد بود  و من تعجب کردم. وحيده که آزاد شد همه خوشحال شديم ولي او باز هم عجیب سرد بود. زمان خداحافظی هم به همین منوال بی نا و با لبخندی مصنوعی و شدیداْ تلخ دست من را فشار داد و رفت. در تمام مدت من داشتم به همان نگاه تلخ فکر مي کردم. حتی وقتی وحیده کنار من داشت از زندان می گفت. تا اينکه يکدفعه يادم افتاد رفيقمان کرد بود و بعد همان طور يکدفعه کلاً فرو ريختم و هنوز فرو ریخته شده ذل می زنم در و دیوار اتاق و نمی دانم با کجای گردنم ور می روم تا اشکم در نیاید! احسان فتاحيان تازه اعدام شده بود... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول به رفیقم و بعد به تمام کردها و بعد به تمام آدمهای زمین، اعدام او را تسلیت می گویم. شب هر چه سیاهتر باشد بی شک روزش زیباتر است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ضمن وحیده جان آزادی از زندانت مبارک. همیشه به دوستی ات فخر داشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسخ.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 13:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبری که فقط یک بیانیه بود!</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبری دیروز پخش شد در مورد سوء قصد به جان یکی از مسوولین دولت که گویا ناکام مانده و افرادی که قصد ترور داشتند دستگیر شده اند. من هر چه گشتم نتوانستم جزییاتی در این باره پیدا کنم، و اصلا معلوم نیست که این پروژه تا چه حد واقعی است و تا چه حد بلوفی است که هرچند وقت یکبار دولت متوهم ا. ن در آستانه اتفاقات مهم رو می کند. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما نکته جالب در جستجوهایم این بود که همه سایت ها و خبرگزاری هایی که خبر را کار کرده اند جملات مشابه ِ یک بیانیه دستوری را منتشر کرده اند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;به گزارش شبكه خبر به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات، بر اساس اسناد و مدارك كشف شده، تروریست‌های مزدور قصد داشتند، با طراحی و هدایت سازمان جاسوسی آمریكا در ادامه اغتشاشات و فتنه‌ای كه پس از انتخابات ریاست جمهوری در كشور به وجود آمد، با هدف القای فضای ناامنی و ایجاد درگیری‌ میان جناح‌های مختلف سیاسی، یك چهره سیاسی نظام را ترور كنند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;روابط عمومی وزارت اطلاعات افزود:بر اساس اطلاعات به دست آمده، تروریست‌ها درصدد بودند،نخستین بار در روز رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزیران پیشنهادی دولت دهم و چند روز پیش در آستانه سالروز حماسه 13 آبان و روز ملی مبارزه با استكبار جهانی، یكی از خدمتگزاران دولت را مورد سوء قصد قرار دهند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;این روابط عمومی همچنین افزود: سربازان گمنام امام زمان(عچ) در عملیات گسترده و ضربتی موفق شدند، با شناسایی و دستگیری  پنج نفر از عاملان این اقدام تروریستی، مقادیری سلاح جنگی و مهمات مربوطه به همراه صدا خفه‌كن و تجهیزات ارتباطی و فنی را كشف و ضبط كنند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(102,102,102)&quot;&gt;وزارت اطلاعات به ملت شهید پرور ایران اطمینان داد، فرزندان گمنام این ملت همواره با اقتدار و هوشیاری كامل از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری كرده، ضمن حفاظت از امنیت مردم و نظام، مزدوران و فتنه‌گران را به دست عدالت سپارند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر حوصله داشتید و خواستید صحت حرف های مرا بسنجید، ببینید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sarkhat.com/fa/group/LXCbqZtAIYSgdpwAiWm4DTrkiD20DMnP/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;سرخط&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=56&amp;nid=160677&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;شبکه خبر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.javan-farda.com/News.aspx?ID=2678&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;جوان فردا- کانون جوانان حزب کارگزاران سازندگی استان تهران&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=89252&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;عصر ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=94841&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;فردا نیوز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;فارس (چون تحریم بود لینکشو نذاشتم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808111760&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;راه رجا- ستاد مردمی ا.ن در دزفول&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=87076&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;ایلنا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://iribnews.ir/MainContent.aspx?news_num=204730&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;واحد مرکزی خبر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.noandish.com/com.php?id=34603&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;نواندیش&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=975927&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;مهر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1431894&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;ایسنا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 08:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرپرست خانوار کجاها کاربرد دارد؟!</title>
<link>http://sayno.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقا جون، برادر من ، نماینده محترم غیر منتخب! نون فانتزیِ ۱۰۰ تومنی رو من دارم ۵۰۰ تومن می خرم، ساندویچ ِ ۲۳۰۰ تومنی رو من دارم ۳۰۰۰ تومن میدم، کرایه تاکسی رو من دارم تو هر مسیر ۲۰۰ تومن اضافه می دم، اونوقت تو یارانه ام رو می خوای بدی به سرپرست خانوار؟ رو چه حسابی آخه؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طبیعتا من انتظار زیادی ازت ندارم البته! وقتی &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1430523&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;میگی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; با اختصاص یارانه به&lt;STRONG&gt; همه&lt;/STRONG&gt; اقشار و آحاد جامعه به &lt;STRONG&gt;اقشار ضعیف&lt;/STRONG&gt; توجه خاصی می شود!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط یه سوال خیلی کلی برام مونده،شما که دارین همه چی رو دستی دستی بالا می کشید، دیگه چرا ما رو بازی می دین؟ از همون اول بگین دولت یارانه ها رو بر می داره میریزه تو جیب سپاه و بسیج و برادران اطلاعاتی؛ سلام!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثلا یهو  تَوَهم  برداشتین که اگه این رو مستقیم بگید کسی صداش درمیاد؟! جمع کنید این بساط فریب رو! هم ما می دانیم با چه کثافتِ سرمایه داری ِ فاشیستی طرفیم، هم شما می دونید تا کجاتون تو لجنه!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 08:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sayno&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>sayno</dc:creator>
<guid>http://sayno.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
